|
زندگی و موفقیت
|
|
|
|
||||
|
سلام به همه ی دوستان گرامی .... من مدتیه وب لاگم رو در اختیار یکی از دوستانم گذاشته بودم که یه روحه تازه ای به وبلاگم داده بود . ولی ........ به زودی طراحی سایتم رو تمام می کنم و با آدرس : www.p30black.com می تونین با هم در ارتباط باشیم . و از امکانات آن دوباره مثل قبل استفاده کنین .....
مرکز دانلود مجانی : فیلم ( زیرنویس فارسی و انگلیسی ) - کارتون - نرم افزار های کامپیوتری - نرم افزار های موبایل . طراحی ساییت و شبکه های کامپیوتری و حتی آموزش خصوصی با اساتید مجرب رو می تونم از موارد مطرح شده در سایت اشاره کنم . برگزاری امتحانات بین المللی با تضمین قبولی 100% mcsa - mcse - a+ - ccna , ...
فرحی : 09144006344
+
نوشته شده در دوشنبه 19 آذر1386ساعت 17:24 توسط black_rose_76
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
امروز با عشق و ملاطفت، الهه ی جنین درونم را که در ژرفای روحم قرار دارد تغذیه می کنم و می رویانم. به روح و معنویتی که در درون من است و جسم و ذهن مرا ذنده می سازد توجه می کنم. دل خود را از این خواب عمیق بیدار می کنم در میان تجارب محدود زمان، آگاهیِ بی زمان و ابدی "بودن" را با خود به همراه می برم.
+
نوشته شده در دوشنبه 19 آذر1386ساعت 17:23 توسط black_rose_76
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
وقتی آسمان بر سرم عشق می بارید نباید از خیس شدن می ترسیدم و نترسیدم برای همین بود که چترم را به کناری انداختم و به آبشار آسمان سرسپردم بارید و بارید و بارید تا کویر تنم پر شد از بوی یاس و پونه پر شد از عطر یاد تو....
+
نوشته شده در دوشنبه 19 آذر1386ساعت 17:15 توسط black_rose_76
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
عشقبازی به همین آسانی است... که گلی با چشمی/بلبلی با گوشی/رنگ زیبای خزان با روحی /نیش زنبور عسل با نوشی/ کار همواره باران با دشت /برف با قله ی کوه/ رود با ریشه ی بید/ باد با شاخه و برگ / ابرِ عابر با ماه/ چشمه ای با آهو، برکه ای با مهتاب/ و نسیمی با زلف/ دو کبوتر با هم و شب و روز و طبیعت با ما/ عشقبازی به همین آسانی است... شاعری با کلماتی شیرین/دست آرام و نوازش بخش بر روی سری /پرسشی از اشکی/ و چراغ شب یلدای کسی با شمعی/ و دل آرام و تسلا/ و مسیحای کسی با جمعی عشقبازی به همین آسانی است... که دلی را بخری/ بفروشی مهری/ شادمانی را حراج کنی/ رنج ها را تخفیف دهی مهربانی را ارزانی عالم بکنی/و بپیچی همه را لای حریر احساس/گره عشق به آن بزنی مشتری هایت را با خود ببری تا لبخند/ عشقبازی به همین آسانی است... هرکه با پیش سلامی در اول صبح/هرکه با پوزش و پیغامی با رهگذری هرکه با خواندن شعری کوتاه با لحن خوشی/نمک خنده بر چهره در لحظه کار لقمه نان گوارایی از راه حلال/ و خداحافظی شادی در آخر روز و نگهداری یک خاطره خوش تا فردا/ و رکوعی و سجودی با نیِّت شکر عشقبازی به همین آسانی است...
+
نوشته شده در دوشنبه 19 آذر1386ساعت 17:14 توسط black_rose_76
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
خداوند...هرگز شکست نمی خورد، پس من هم که جزیی از او هستم نمی توانم شکست بخورم و در مقابله با مسائل زندگی همیشه پیروزم!
+
نوشته شده در دوشنبه 19 آذر1386ساعت 17:11 توسط black_rose_76
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
اگر از پایان گرفتن غم هایت نا امید شده ای؟ به یاد بیاور.... زیباترین صبحی را که تا به حال تجربه کرده ای، مدیون صبرت در برابر سیاه ترین شبی هستی که هیچ دلیلی برای تمام شدن نمی دید.
+
نوشته شده در دوشنبه 19 آذر1386ساعت 17:10 توسط black_rose_76
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
روزی سر بر خواهم آورد از لابه لای ابرهای سر در گم و بی نشان و اوج را احساس خواهم کرد اوج وجود- اوج هستی... من یک زمینی ام پاهایم گرما و سرمای زمین را حس کرده اند گاه خارهای زمین پاهایم را آزرده اند گاه گاهی سبزه با طراوتش آرامش را برایم به ارمغان می آورد. همیشه آسمان را در آغوش گرفته ام و همواره او را در آغوش می فشارم تا اینکه روز برسد که با معشوقم یکی شوم.
+
نوشته شده در دوشنبه 19 آذر1386ساعت 17:9 توسط black_rose_76
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
پاییز را دوست دارم چون فصل غم است. غم را دوست دارم چون کار دل است. دل را دوست دارم چون عشق را به من آموخت. عشق را دوست دارم چون تو را با من آشنا کرد و تو را دوست دارم ولی نمی دونم چرا؟....و دوست داشتن بدون دلیل یعنی عشق....
+
نوشته شده در دوشنبه 19 آذر1386ساعت 17:8 توسط black_rose_76
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
ایستاده ای و بودن را نفس می کشی! آری همان وقت که اسطوره ی ذهنت آرام به سوی تباهی می رود همان جا که تو آغاز سطر افسانه ها می شوی همان جا که در ادراک خاطراتی تلخ معلق می مانی یک نفر، شاید یک عاشق همچنان به انتظار توست شاید هنوز هم دلی برای نگاهت می تپد پس چرا همچنان در هجوم خاطرات تلخ محصور مانده ای؟ و آن زمان در اوج یأس و ناامیدی در کلبه ی خاک گرفته و قدیمی ذهنت "گذشتن" را معنا می کنی ، آرام به بوم هزار رنگ خاطرات شیرین و مهربانی سرکش از شعله های جنون بیندیش. پس چرا هیچ گاه سعی نمی کنی تو ویران کننده ی دیوارهای کاه گلی غرور باشی؟ چرا هیچ گاه سعی نمی کنی پشت حصار های سکوت را هم ببندی؟ باور کن آنجا..... آن سو ترِ دیوار های کاه گلی غرور، درست پشت حصارهای کاغذی ، سکوت دنیای روشنی است ، پر از اقاقی هایی که به دنبال یاس می دوند، باور کن آسمان آن جا مثل آسمان " هر کجا" نیست و رود هایش برای عبور اجازه نمی خواهند، باور کن آنجا عاشقی چشم انتظار توست.
+
نوشته شده در دوشنبه 19 آذر1386ساعت 17:7 توسط black_rose_76
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
لحظه ها به شتاب از پی هم می گذرند هر نفس فرصت سبزی است که بر باد رود یا به افسوس زمانی که گذشت یا در اندیشه فردایی دور یا در اندوه ندانستن ها و به هر جاذبه دل بستن ها در حصاری که به دور تن خود ساخته ایم. همه در فاصله ها، مشغله ها غرق شدیم چه بسا ثانیه هایی که در آن می شد از تلخی تکرار "گذشتن و ماندن " برسیم اندکی هم در " همین کنون" اندیشه کنیم لحظه ای شبز که دیروز به فکرش بودیم فرصتی مناسب که گر رفت ، دگر دوباره نمی آید باز..
+
نوشته شده در دوشنبه 19 آذر1386ساعت 17:6 توسط black_rose_76
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بخواب ای عشق جاویدان/در این رویای دیرینه/صدای هیچ مجنونی نیست بخواب آرام/پس آسوده خاطر باش/که در فکر دگر چیزی به جز فکرت نمی آید/بخواب ای حس بی پایان/نوای لرزش دستان سردم باش/ بخواب و در میان خواب های وهم و آشفته به دنبال نگاهم باش می خواهم بخوابم باز در رویا کنارم باش.
+
نوشته شده در دوشنبه 19 آذر1386ساعت 17:6 توسط black_rose_76
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
تو آمدی و فردا را برایم به ارمغان آوردی یادت همیشه در فکر من و عشقت در قلب من است زیباترین احساس دلم را که همان ترانۀ دوستت دارم تقدیمت می کنم.
+
نوشته شده در دوشنبه 19 آذر1386ساعت 17:6 توسط black_rose_76
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
احساس من عالی ست/احساس من عشق و توانمندی ست/ من فرشته زیبای درون را/ از اسارت همه رنج های بدبینی/ منفی گرایی، دشمنی، نا امیدی/ آزاد کردم و کاملاً رها هستم/ تا به هر آنچه می خواهم برسم.
+
نوشته شده در دوشنبه 19 آذر1386ساعت 17:5 توسط black_rose_76
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
1- از چیزی که دوست داری لذت ببر. 2- از چیزی که دوست نداری دوری کن. 3- اگر چیزی را دوست نداری و نمی توانی از آن دوری کنی آن را تغییر ده. 4- اگر چیزی را دوست نداری و نمی توانی آن را تغییر دهی،آن را بپذیر. 5- با تغییر دادن نگرش خود نسبت به چیزهایی که آنها را دوست نداری آنها را بپذیر.
+
نوشته شده در دوشنبه 19 آذر1386ساعت 17:5 توسط black_rose_76
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
موفق و جاری! ای انسان!!! اگر نمی توانی اقیانوس باشی، دریا باش، اگر نه رودخانه باش و اگر نمی توانی رودخانه باشی نهری کوچک باش ، اما هیچ گاه مرداب نباش. نهری باش جاری، زلال و مهربان و با جوشش زیبایت زندگی را به همه هدیه کن چون وقتی حرکت می کنی هم زنده ای و هم به دیگران زندگی می دهی،سبزه های کنار نهر را دیده ای ، چه زیبا چشم را نوازش می دهند و ماوای پروانه های لطیف و زیبا هستند، اینها به خاطر سخاوت و مهربانی نهر کوچک اما جاری است. پش تو هم با الهام از این رود کوچک جاری شو و بدان خدا در همه حال با توست ، موفق باش و جاری....
+
نوشته شده در دوشنبه 19 آذر1386ساعت 17:4 توسط black_rose_76
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
به کدامین کتاب مقدس دنیا سوگند بخورم ؟ که از یاد عاشقان واقعی ات نخواهی رفت، حتی اگر تو را....
+
نوشته شده در دوشنبه 19 آذر1386ساعت 17:4 توسط black_rose_76
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
روی خط زمان، در کنار نقطه چین تجربه، جایی میان پرانتز دقت، خواندم هرگز به دنبال کسی نگرد که بتوانی با او زندگی کنی بلکه به دنبال کسی باش که نتوانی بدون او زندگی کنی.
+
نوشته شده در دوشنبه 19 آذر1386ساعت 17:3 توسط black_rose_76
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
آری آری زندگی زیباست . زندگی آتشگهی دیرینه پابرجاست. گر بیفروزیش رقص شعله اش در هر کران پیداست. ورنه خاموش است و خاموشی گناه ماست.
+
نوشته شده در دوشنبه 19 آذر1386ساعت 17:2 توسط black_rose_76
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
به من حق بده که.... شب ها ، چشم از آسمان بر ندارم ستاره ها نگاه تو را تداعی می کنند.
+
نوشته شده در دوشنبه 19 آذر1386ساعت 17:2 توسط black_rose_76
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
کمکم کن راهروی خوبی باشم.نه تند بروم و نه آهسته درست در کنار تو کمکم کن پرنده خوبی باشم نه بالا پرواز کنم نه پائین درست در کنار تو کمکم کن یاد بگیرم چطور به چشمانت نگاه کنم که نه اشکهای مرا ببینی و نه عشق درون چشمانم را. کمکم کن تا بدانم چطور به رویا فرو روم نه واقعی نه دروغ درست در رویا کمکم کن تا بدانم چطور قایقران خوبی باشم نه به راست بروم نه به چپ درست به هدف کمکم کن یه دوست واقعی باشم درست مثل تو.....
+
نوشته شده در دوشنبه 19 آذر1386ساعت 17:1 توسط black_rose_76
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
افسانه ها می گویند که خوشبخت ترین انسان زمین را می توان سوار بر اسب تک شاخ یافت، با چشم های بسته! من تو را بر آن اسب دیدم چشم هایت را باز کن تا باور کنی که بهترینی.
+
نوشته شده در دوشنبه 19 آذر1386ساعت 17:0 توسط black_rose_76
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
دیشب تو را در خواب دیدم، دست در دست هم دادیم، و با یکدیگر به اوج آسمان رفتیم و تو بزرگترین ستاره را چیدی و روی موهایم گذاشتی ستاره ها به ما چشمک می زدند، ابرها لبخند و تو برایم آواز می خواندی. در سیاهی شب چشمانت را دیدم که از شادی برق می زد. آن شب تو با نگاه مهربانت مرا به زندگی امیدوار کردی و مرا به دنیای آرزوهایم بردی، تمام آرزوهایم را دیدم چه آنانکه دست یافتنی بود و چه آنانکه دست نیافتنی بود با لبخند به من گفتی:" به تمام آرزوهایت خواهی رسید فقط باید بخواهی."
+
نوشته شده در دوشنبه 19 آذر1386ساعت 17:0 توسط black_rose_76
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
می توان با تو ارغوانی شد/ می توان با تو جاودانی شد می توان پر کشید تا بر دوست/ می توان با تو آسمانی شد در مکان و زمان نمی گنجم/ می توان با تو لا مکانی شد از دل سنگ تا ستاره شکفت/ قطره قطره چکید از دل ابر
+
نوشته شده در دوشنبه 19 آذر1386ساعت 16:59 توسط black_rose_76
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
چطور و به حیرت کدامین افسانه این همه ستاره را عاشق کردی که قرار است تا همیشه چشمک بزنند!!!
+
نوشته شده در دوشنبه 19 آذر1386ساعت 16:57 توسط black_rose_76
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
این دل به دریا می زند تا به ساحل تو برسد همه بادبانهایش شکسته اند اما استوار رو به امیدواری پر می کشد تا به تو برسد.
+
نوشته شده در دوشنبه 19 آذر1386ساعت 16:57 توسط black_rose_76
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
تویی که دوست داشتنی، شگفت انگیز و ارزشمندی این همه را قدر بدان کسی که تمام و کمال چون تو باشد که تاکنون وجود نداشته و نه زین پس خواهد بود. تو یگانه ای ، تو اصیلی و تمام چیزهایی که از تو موجودی بی مانند ساخته... سزاوار ستایش اند و عشق.
+
نوشته شده در یکشنبه 4 آذر1386ساعت 17:54 توسط black_rose_76
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
+
نوشته شده در پنجشنبه 17 آبان1386ساعت 18:16 توسط black_rose_76
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
دوستت دارم ... تو زندگی را در درون احساس می کنی. تو شهامت آن را داری که بیاندیشی و نیروی آنکه به چیزی دل ببندی تو با رویاهایت زندگی می کنی و رویا پردازان بسیار نادرند آری... اندکند آنان که به رویا باور دارند.
+
نوشته شده در پنجشنبه 17 آبان1386ساعت 18:15 توسط black_rose_76
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
فرصت ها همیشه در خانه را نمی زنند این ماییم که باید در جستجوی آنها بکوشیم و بپوییم برای آنکه تکه ها، کنار هم بدرستی قرار گیرند به زمان نیاز داریم و تو باید صبور و برد بار باشی تا نهال به بار بنشیند هرگز تسلیم مشو و کار رها مکن. همیشه راهی هست. تنها بیاموز که در انتخاب راه درست به خود اعتماد کنی و اگر به بیراهه رفتی، دوباره بکوش همچنان بکوش تا راه را بیابی و در این گیر و دار همیشه بردبار در پایان به پاداشی خواهی رسید که ارزش مادی ندارند ارزش آن در خود اوست. ارزش به ثمر رسیدن چیزی، رسیدن به آرامش درونی و بالندگی ..... پاداشهایی این چنین تنها باتجربه هایی که به ما می آموزند، به دست می آیند تجربه هایی که باید همه در زمان خود با آن روبه رو شویم.
+
نوشته شده در پنجشنبه 17 آبان1386ساعت 18:15 توسط black_rose_76
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
گاه بسیار آشفته ایم و سردرگم گویی کوهی از کارها در برابر ماست وگره های بسیاری که باید گشود و زمان کافی برای این همه نیست. گویی هر روز فراموش می کنیم که هر روز معجزه زیبایی است سرشار از عشق و شادی. مجبور نیستی تمام گره ها را یک روزه بگشایی و تمام هدف ها را یکباره نشانه روی. امروز تو همان کن که می توانی و باقی را گو که فردایی هست.
+
نوشته شده در پنجشنبه 17 آبان1386ساعت 18:14 توسط black_rose_76
|
|
|||||
|
|||||